خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





آه ، باران...




    ريشه در اعماق اقيانوس دارد - شايد -

    اين گيسو پريشان كرده

    بيد وحشي باران .

    يا ، نه ، دريايي است گويي ، واژگونه ، بر فراز شهر ،

    شهر سوگواران .

    هر زماني كه فرو مي بارد از حد بيش

    ريشه در من مي دواند پرسشي پيگير ، با تشويش :

    رنگ اين شب هاي وحشت را

    تواند شست آيا از دل ياران ؟

    چشم ها و چشمه ها خشك اند .

    روشني ها محو در تاريكي دلتنگ ،

    همچنان كه نام ها در ننگ !

    هرچه پيرامون ما غرق تباهي شد .

    آه ، باران ،

    اي اميد جان بيداران !

    بر پليدي ها - كه ما عمري است در گرداب آن غرقيم -

    آيا‌، چيره خواهي شد ؟

    فریدون مشیری


    این مطلب تا کنون 12 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    آه ، باران...

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده